مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 2 فروردین ماه سال 1388

هیچ بارانی نمی بارد ؛ مگر صفا دهد

هیچ گلی جوانه نمی زند ؛ مگر هدیه شود

هیچ خاطره ای زنده نمی ماند ؛ مگر شیرین باشد

هیچ لبخندی نیست ؛ مگر شادی بیاورد

پس :

بگذارارید باران شوق بر زندگیتان ببارد ؛ تا روحتان را صفا دهد

گلهای عشق در دلتان جوانه زند ؛ تا آنها را به دیگران هدیه کنید

خاطراتتان قشنگ باشند ؛ تا همواره به یادشان بیاورید

لبخند بر لبانتان نقش بندد ؛ تا شادی را بیفشانید

و بهاری بیاید تا بدانید ؛ باز هم فرصت بودن هست

سال نوتون مبارک

یکشنبه 25 اسفند ماه سال 1387



در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه  آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ  می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است.                                                                       تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. "رضایت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش "زندگی" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود:              دکتر تئودور استودارد.


ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.

بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است!

دوشنبه 12 اسفند ماه سال 1387

دوشنبه 12 اسفند ماه سال 1387

خواص تابش الکترومغناطیسی

برای اینکه بتوانیم بسیاری از خواص تابشی الکترومغناطیسی را مشخص کنیم، مناسب است که یک طبیعت موجی برای انتشار آن در نظر بگیریم و این امواج را توسط پارامترهایی نظیر سرعت ، فرکانس ، طول موج و دامنه ترسیم کنیم. با وجود این ، برخلاف سایر پدیده‌های موجی نظیر صوت ، تابش الکترومغناطیسی احتیاجی به هیچ محیط مادی برای عبور ندارد و به آسانی از درون خلا می‌گذرد.

البته در توجیه پدیده‌های مربوط به جذب یا نشر انرژی تابشی ، الگوی موجی تابش با شکست کامل روبرو می‌شود. برای توجیه ‌این فرایندها لازم است که به تابش الکترومغناطیسی به صورت ذرات مجزای انرژی به نام فوتون بنگریم. انرژی فوتون متناسب با فرکانس تابش است. این نگرش دو جنبه‌ای تابش ، به صورت ذره و به صورت موج ، انحصاری نیست. در واقع ظهور این دوگانگی توسط مکانیک موجی به ‌اثبات رسیده ‌است و می‌بینیم که در مورد پدیده‌های دیگری نظیر رفتار جریانهایی از الکترونها و یا ذرات بنیادی دیگر نیز صدق می‌کند.



تصویر




خواص موجی تابش الکترومغناطیسی

با تابش الکترومغناطیسی براحتی مانند یک میدان الکتریکی متناوب در فضا رفتار می‌شود. همراه با میدان نیروی الکتریکی ، اما عمود بر آن ، یک میدان نیروی مغناطیسی وجود دارد. خواص موجی تابش می‌تواند توسط بردارهای الکتریکی و مغناطیسی نشان داده شود که هر دو بردار ، سینوسی‌اند و عمود بر جهت انتشار می‌باشند. این میدان الکتریکی تابش الکترومغناطیسی است که با الکترونهای ماده ، تأثیر متقابل دارد. در نتیجه ، نمایش تابش تنها با بردار الکتریکی ، برای بیشتر مقاصد کافی است.



تصویر




تداخل امواج

همانطور که در مورد سایر پدیده‌های موجی مشاهده می‌شود، امواج الکترومغناطیسی نیز هنگام افتادن روی هم ، می‌توانند تحت برخی شرایط یر یکدیگر تأثیر متقابل بگذارند. این تأثیر متقابل ، تولید یک موج برآیند می‌کند که شدت آن بسته به فازهای امواج سازنده آن ، یا تقویت می‌شود و یا کاهش می‌یابد. حداکثر تداخل ویرانگر وقتی اتفاق می‌افتد که دو موج 180 درجه خارج از فاز باشند و حداکثر تداخل سازنده ، زمانی رخ می‌دهد که موجها دقیقا هم فاز باشند.

پراش

تابش الکترومغناطیسی معمولا در مسیرهای مستقیم حرکت می‌کند. با وجود این ، وقتی که یک دسته شعاع از یک لبه تیز رد شود و یا از درون یک دهانه باریک عبور کند، قسمتی از آن در ناحیه‌ای ظاهر می‌شود که قاعدتا می‌بایستی در سایه جسم در مسیر عبور خود قرار می‌گرفت. این خمش تابش ، نوعی پراش است و نتیجه مستقیم تداخل می‌باشد.

تابش همدوس

برای اینکه دو دسته شعاع ، همدوس باشند، باید دارای دو شرط باشند: اول اینکه دو دسته شعاع باید دارای فرکانس و طول موج برابر باشند و دوم اینکه رابطه فازی بین موجها یا مجموعه‌های موجها در تمام فواصل از منبع ، باید ثابت باشد. در صورتی‌که دو تابش غیر همدوس باشند ، هیچ تداخلی بین آنها صورت نمی‌گیرد.

خواص ذره‌ای تابش

انرژی تابش الکترومغناطیسی

در بعضی از تاثیرات متقابل تابش با ماده ، احتیاج است که تابش را به صورت بسته‌هایی از انرژِی به نام فوتونها با کوانتومها تلقی کرد. انرژی فوتون به فرکانس تابش بستگی دارد و بر طبق رابطه زیر بیان می‌شود:


E = hf

که در آن h ثابت پلانک و f فرکانس تابش است. انرژی مربوط به یک فوتون اشعه ایکس در حدود ده هزار برابر بزرگتر از انرژی فوتون نشر شده توسط یک سیم داغ تنگستن است. بخاطر اینکه فوتون اشعه ایکس دارای طول موجی تقریبا نصف طول موج فوتون سیم داغ تنگستن است.



تصویر




اثر فتوالکتریک

با ملاحظه‌اثر فتوالکتریک می‌توان احتیاج به داشتن یک مدل ذره‌ای را برای توصیف رفتار تابش الکترومغناطیسی مشاهده کرد. وقتی که تابش با انرژی کافی به یک سطح فلزی برخورد می‌کند، الکترونهایی نشر می‌شوند. انرژی الکترون نشر شده بر طبق رابطه زیر با فرکانس تابش تابنده مرتبط است:


E = hf - w

که در آن w ، تابع کار ، مقدار کاری است که برای خارج کردن الکترون از فلز به خلا مورد نیاز است. در حالی که E مستقیما به فرکانس بستگی دارد، ولی بطور کامل مستقل از شدت دسته ‌اشعه ‌است و افزایش در شدت ، فقط باعث افزایش در تعداد الکترونهای نشر شده با انرژی E می‌شود.

مقدار کار ، w ، لازم برای نشر الکترونها از هر فلز ، مشخصه آن فلز است. فلزات قلیایی ، توابع کار پایینی دارند و وقتی که در معرض تابش اشعه‌ای در ناحیه مرئی قرار گیرند، الکترون نشر می‌کنند. فلزات سنگینتر نظیر کادمیوم دارای توابع کار بزرگتر هستند و برای نشان دادن اثر فتوالکتریک از خود ، احتیاج به تابش پرانرژی‌تر ماورای بنفش دارند. اثر فتوالکتریک اهمیت عملی زیادی در آشکارسازی تابش با فوتونها دارد.

واحدهای انرژی

انرژی یک فوتون که توسط یک نمونه ‌از ماده ، جذب یا نشر می‌شود، می‌تواند به جدایی انرژی بین دو حالت اتمی ‌یا مولکولی یا به فرکانس حرکت مولکولی یک جز سازنده ماده ، مرتبط شود. به ‌این دلیل اغلب مناسب است که تابش را با واحدهای انرژِی یا برحسب فرکانس (Hz) یا عدد موجی (Cm-1) که مستقیما متناسب با انرژی‌اند، شرح دهیم.

از طرف دیگر ، اندازه گیری تجربی تابش غالبا بر حسب واحدهای عکس طول موج مربوطه بیان می‌شود. یک شیمی‌دان باید در تبدیل واحدهای متفاوتی که در طیف سنجی مورد استفاده قرار می‌گیرند، ماهر شود. الکترون ولت (ev) واحد انرژی است که معمولا برای توصیف انواع پرانرژی‌تر تابش نظیر اشعه ایکس یا ماورای بنفش بکار می‌رود. الکترون ولت مقدار انرژی است که یک الکترون برای افت از پتانسیلی معادل یک ولت لازم دارد.
دوشنبه 12 اسفند ماه سال 1387
تقسیم میوز شامل دو بخش میوز اول و میوز دوم است. در اثر تقسیم میوز ، گامتها بوجود می‌آیند. این تقسیم عموما قبل از تشکیل گامتها یا همزمان با تولید آنها صورت می‌گیرد. این فرایند سبب می‌شود که در موقع تشکیل تخم ، تعدادکروموزومها مضاعف نشود. تقسیم میوز در اندام تولید مثلی نر و ماده که محتوی سلولهای دیپلوئیدی مخصوصی است، صورت می‌گیرد. این سلولها دو تقسیم متوالی را طی می‌کنند، اما کروموزومها فقط یک بار مضاعف می‌شوند. از این تقسیم چهار سلول حاصل می‌آید که تعداد کروموزومهای هر یک نصف تعداد اولیه است.





بخش اول میوز

بخش اول میوز همانند میتوز خود شامل چهار مرحله است.

پروفاز اول

مرحله پروفاز در میوز اول روند پیچیده‌ای است که بسیار کندتر از میتوز صورت می‌گیرد و شامل پنج مرحله است:


  • زیرمرحله لپتوتن:

    آغاز پروفاز با افزایش حجم هسته‌ای مشخص می‌شود. کروموزومها به صورت تخمهای دراز ، نازک و تاب خورده به شکل دانه‌های تسبیح به نام کرومومر ظاهر می‌شوند. این ریز مرحله را لپتوتن گویند. کروموزومها منفرد به نظر می‌رسند، در حالی که بیشتر DNAی یاخته قبلا دو برابر شده و کروموزومها دارای دو کروماتید هستند. بر اساس گفته «براون» ، سنتز DNA تا مرحله لپتوتن ادامه دارد و زمان چرخه یاخته‌ای را تشکیل می‌دهد.

  • زیرمرحله زیگوتن:

    در این مرحله کروموزومهای همساخت به ترتیب ویژه‌ای جفت می‌شوند. نیرویی که دو جفت کروموزوم را به سوی یکدیگر می‌کشد، هنوز مشخص نشده است. این روند را سیناپس می‌گویند و جفت کروموزومهای همساخت را بی‌والانت (تتراد) می‌گویند.

  • زیرمرحله پاکی‌تن:

    در این مرحله هستک از نظر اندازه رشد می‌کند و کروموزومها کوتاهتر و ضخیخم‌تر می‌شوند. حال هر کدام یک تتراد هستند که از دو کروموزوم همساخت یا 4 کروماتید تشکیل شده‌اند. هر کروماتید از یک تتراد ، به دور کروماتید خواهر خود می‌پیچد و کوتاهتر و ضخیم‌تر می‌شود. هر کروموزوم همساخت سانترومر مستقل دارد. بنابراین هر کروماتید سانترومر خاص خود را دارا است.

    مهمترین رویداد در زیرمرحله پاکی‌تن ، تشکیل کیاسما به هنگامی است که دو کروماتید خواهر از هر کروموزوم همساخت ، قطعاتی را بین خود مبادله می‌کنند. تبادل قطعات بین دو کروماتید از دو کروموزوم همساخت را کراسینگ اور (تقاطع کروموزومی) گویند. زیرمرحله پاکی‌تن طولانی است. در پایان این زیرمرحله ، نیرویی سبب جدا شدن کروماتیدها از یکدیگر می‌شود.

  • زیرمرحله دیپلوتن:

    در این مرحله کروموزومها ، جدا شدن از یکدیگر را آغاز می‌کنند، اما چون در بعضی نقاط تبادل صورت گرفته است، لذا در این نقاط متصل به یکدیگر باقی می‌مانند. این ریز مرحله حقیقتا کیاسما نام دارد و از نظر ژنتیکی دارای اهمیت فراوانی است، زیرا تبادل بین کروماتیدهای ناخواهری در این زیرمرحله صورت می‌گیرد. کراسینگ اور به تبادل ژنها می‌انجامد و سبب تشکیل کروماتیدهای نوترکیب می‌شود. در ژنتیک مولکولی ، کراسینگ اور به عنوان وسیله تجربی برای نقشه برداری کروموزومی بکار می‌رود.

  • زیرمرحله دیاکینز:

    در این مرحله ، کروموزومها کوتاهتر و ضخیم‌تر شده و کیاسما ناپدید می‌شود. کروموزومهای همساخت از دو سو به سمت محیط هسته کشیده می‌شوند، اما جدا شدن کامل کروماتیدها صورت نمی‌گیرد. کروموزومهای همساخت فقط در انتها متصل به یکدیگر باقی می‌مانند و ساختار حلقه مانند عریضی را تشکیل می‌دهند. به علاوه هستک و غشای هسته ناپدید می‌شود و دوک بطور کامل تشکیل می‌گردد. کرومزومهای تتراد در صفحه متافاز قرار می‌گیرند.

متافاز اول

این مرحله پس از دیاکینز آغاز می‌شود و همانند متافاز میتوز است. کروموزومهای همساخت در صفحه استوایی باقی می‌مانند و از طریق سانترومرها به رشته‌های دوک متصل می‌شوند.

آنافاز اول

در آنافاز اول ، کروماتیدهای خواهر از هر کروموزوم همساخت که به وسیله سانترومر به یکدیگر متصل‌اند، به قطبهای مربوط به خود می‌روند. کیاسما کاملا متلاشی می‌شود و کروماتیدهای ناخواهری از هم جدا می‌گردند. این کروماتیدها ، با کروموزومهای پدری و مادری خود تفاوت دارند. در مقایسه با آنافاز میتوز که در آن هر کروموزوم یک کروماتید دارد، هر کروموزوم در مرحله آنافاز میوز ، از دو کروماتید تشکیل شده است که احتمالا یکی از کروماتیدها ، نوترکیب است.

تلوفاز اول

در این مرحله کوتاه ، پیچش کروماتیدها باز شده و کروماتیدها دراز می‌شوند و تا مدتی در حالت فشردگی باقی می‌مانند. غشای هسته در اطراف هر گروه کروماتید تشکیل می‌گردد و دو هسته مجزا بوجود می‌آیند. در بعضی موجودات پس از تشکیل غشاها در هسته ، هر هسته دختر قبل از اینکه دومین تقسیم میوز آغاز شود، مدتی در مرحله اینترفاز باقی می‌ماند. باید توجه داشت که بین دو تقسیم میوز (ساختمان DNA|DNA)) ساخته نمی‌شود.



تصویر

مرحله دوم میوز

این مرحله تقسیم همانند میتوز است، اما با این تفاوت که کروموزومها از دو کروماتید تشکیل شده‌اند. در این نوع تقسیم هر دو هسته خواهر از مراحل پروفاز ، متافاز ، آنافاز و تلوفاز دوم می‌گذرند. در این مرحله مضاعف شدن DNA صورت نمی‌گیرد.

پروفاز دوم

پروفاز این مرحله بسیار کوتاه است. دوک تشکیل می‌شود و کروموزومهای دو کروماتیدی و مضاعف روی آن قرار می‌گیرند.

متافاز دوم

در متافاز دوم ، کروموزومها به قسمت وسط دوک می‌روند و در آنجا مستقر می‌شوند. نکته جالب توجه این است در متافاز میوز اول سانترومرهای کروموزومهای همساخت از یکدیگر جدا می‌شوند، در حالی که در میوز دوم سانترومرهای کروماتیدهای خواهری از یکدیگر فاصله می‌گیرند.

آنافاز دوم

در آنافاز دوم میوز کروماتیدهای هر کروموزوم از هم جدا می‌شوند و به دو قطب سلول می‌روند.

تلوفاز دوم

در تلوفاز دوم میوز ، تقسیم میوزی کامل می‌شود و چهار سلول بوجود می‌آید. در بسیاری از جانداران ماده ، سیتوپلاسم سلولها در میوز بطور نامساوی تقسیم می‌شود و فقط یک سلول به جای چهار سلول حاصل می‌آید که سیتوپلاسم فراوان دارد و مبدل به تخمک می‌شود. سه سلول کوچک باقیمانده معمولا می‌میرند. در بعضی از جانداران نر چهار سلول حاصل مبدل به اسپرم می‌شوند.
دوشنبه 12 اسفند ماه سال 1387



یکی از اهداف اصلی و سازمانده در زیست شناسی این است که تمام حیات از طریق یک فرایند تکامل از یک خاستگاه مشترک ناشی شده است . در واقع این یکی از عللی است که موجود زیستی تشابه قابل توجهی از واحدها و فرایند هایی که در بخش قبل تشریح شد را بروز می دهد . چارلز داروین نظریه تکامل را بعنوان یک نظریه قابل دوام با برشمردن نیروی محرک آن بنا نهاد : نظریه انتخاب اصلح در طبیعت . ( الفرد راسل والاس یکی از همکاران شخص پی برنده به این مفهوم شناخته می شود ) . رانش وراثتی بعنوان یکی از شیوه های به اصطلاح ترکیب امروزی پذیرفته شده است .

تاریخچه تکاملی گونه ها که گویای خصوصیات اجزای مختلفی است که از آن ناشی شده، به همراه رابطه شجره ای اش با دیگر گونه ها ، تاریخ نژادی جانور یا گیاه نامیده می شود. دیدگاه های گوناگون زیادی در زیست شناسی اطلاعات مربوط به زیست شناسی را به وجود آورده است. این اطلاعات مقایسه های زنجیره های اسید دزوکسی ریبونوکلئیک که منجر به زیست شناسی مولکولی و ژنومیک می شود، و مقایسه های سنگواره ها با دیگر گونه های موجودات باستانی در علم فسیل شناسی را شامل می شود. زیست شناسان روابط تکاملی را با روش های مختلف سامان داده و بررسی می کنند که این شیوه ها شامل تکامل نژادی، فنتیک، و رده بندی جانداران بر حسب جد مشترک می شود. وقایع مهم در تکامل حیات، آنگونه که بتازگی زیست شناسان به آنها پی برده اند در این خط زمانی تکاملی بطور مختصر بیان شده است.

یکشنبه 6 بهمن ماه سال 1387

به وبلاگ گروه زیست شناسی شبه قاره هند خوش امدید  

این وبلاگ مدتی است به علت نامشخص بودن گروه به روز نشده است اما با مشخص شدن برنامه ها و اعضاء گروه بر انیم که انشاالله با همکاری شما عزیزان مطالب متنوع و سودمندی را در این وبلاگ عرضه نماییم لذا منتظر مطالب مفید شما هستیم

سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387

گروه زیست شناسی شبه قاره هند در نظر دارد یک دوره مسابقه عکاسی با موضوع  رفتار شناسی حیوانات ویزه دانش آموزان مقطع راهنمایی،متوسطه و پیش دانشگاهی را برگزار نماید لذا از کلیه دانش آموزان علاقه مند دعوت می شود عکس های خود رابا موضوع رفتار های مختلف حیوانات (تغذیه، جفت یابی، شکار و ............)                  تا تاریخ ۱۵/۲/۸۷ ارسال دارند

                              E- mail Address : jalalifar_bio.2007 @yahoo.com  

 

چهارشنبه 21 فروردین ماه سال 1387

 


بیش از ۹۸ درصد DNA و ۹۹ درصد ژنهای انسانها و شامپانزه ها یکسان است. با این همه، ما و آنها از نظر ظاهر و رفتار تفاوت زیادی با هم داریم. برای بیش از ۳۰ سال، پیش از آنکه توالی ژنوم انسان یا شامپانزه ها تعیین شود، دانشمندان بیان کرده اند که این تفاوت میتواند از شیوه ی بیان ژنهای یکسان و نه تفاوت در خود ژنها، برخاسته باشد. پژوهش جدیدی که در مجله ی Nature چاپ شده است، به نظر میرسد این نظریه را ثابت میکند.

یاوو گیلاد( Yoav Gilad )، ژنتیکدانی از دانشگاه شیکاگو و همکارانش، از روش تازهای برای برسی ژنهای سلولها کبدی چهار نخستی(پریمات)، انسان، شامپانزه، اورانگوتان و مکاک(میمون ژاپنی)، بهره گرفتند. پژوهشگران میتوانستند ۹۰۰ ژن را در هر چهار نخستی باهم مقایسه کنند و تفاوت آنها را در زمینهی بیان ژن ارزیابی کنند. پژوهشگران دریافتند که در هر چهار نخستی میزان تولید مولکول mRNA در بیش از نیمی از ژنها(۶۰ درصد) تفاوتی ندارد. اما در بیان ژن ۱۹ ژن، بین انسان و دیگر نخستی ها تفاوت چشمگیری وجود دارد.

گیلاد میگوید:" زمانی که ما بیان ژن را در نظر گرفتیم، دریافتیم که طی ۶۵ میلیون سال از تکامل مکاک، اورانگوتان و شامپانزه، تغییر بسیار اندکی رخ داده است. اما طی ۵ میلیون سال جدایی انسان از این نخستی ها، تغییر زیادی در این گروه از ژنهای ویژه انباشته شده است."

حدود نیمی از ژنهایی که در انسان بیشتر بیان میشوند، ژنهای عامل های رونویسی هستند؛ یعنی، ژنهایی رمزدهندهی پروتیینهایی که بیان ژن را در دیگر ژنها تنظیم میکنند. با تغییر اندکی در این ژنهای کارفرما، فرایند تکامل میتواند اثر ژرفی بر بیان ژن بگذارد، بی آنکه احتمال رخ دادن جهش های منفی را افزایش دهد. گیلاد میگوید: " من فکر نمیکنم نتیجهی پژوهشهای ما سازوکار تازهای را مطرح میکند، اما نخستین گواه تجربی است بر این نظریه که در نخستیها عالی، تکامل ممکن است از راه تغییر بیان ژن کار کند."

گیلاد گمان میکند که تغییر بهنسبت تند در ژنتیک کبد انسان ممکن است پیامد تغییرهای پیش آمده در رژیم غذایی، مانند وابستگی فزاینده به غذای پخته، باشد. او میگوید:" شاید چیزی در فرایند پختن نیاز زیست شیمیایی را برای بیشترین دستی ابی به مواد غذایی و نیز نیاز به پردازش کردن زهرهای طبیعی موجود در گیاهان و غذاهای جانوری، تغییر داده است."

این یافته علاوه بر نظریه ی تکامل دستاوردهایی برای پزشکی نیز دارد: ۹ ژن از ۱۰۰ ژن بسیار پایدار، وقتی که تغییر میکنند، در روند سرطان درگیر میشوند. به نظر پژوهشگران " این یافته پیشنهاد میکند که توجه به ژنهایی با میزان بیان ژن حفظ شده در میان نخستی ها، در شناسایی ژنهای نامزد برای پژوهشهای مرتبط با بیماریها، میتواند سودمند باشد." همچنین، این یافته تا اندازهای از این راز پرده بر میدارد که چگونه انسان و شامپانزه، که ژنهای مشترک زیادی دارند، میتوانند این همه متفاوت باشند.

منبع:
David Biello, Separation of Man and Ape Down to Gene Expression,www.sciam.com, March ۰۹, ۲۰۰۶
برگرفته از سایت آفتاب

 

 

این مقاله توسط همکار ارجمند جناب آقای امیریان (دهلی)

تهیه و جهت درج در وبلاگ ارسال شده است ضمن تقدیر از زجمات این همکار محترم از سایر همکاران گروه نیز دعوت به همکاری می شود.

دوشنبه 6 اسفند ماه سال 1386

آزمایشگاه مجازی زیست شناسی

www.biology.about.com/od//onlinedissection

آزمایشگاه مجازی (تشریح)

 

www.phschool.com/science/biology_place/labbench/index.html

آزمایشگاه مجازی در موضوعات مختلف زیست‌شناسی

 

science.nhmccd.edu/biol/bio1int.htm

آرشیو بزرگ انیمیشن های زیست شناسی

 

www.emc.maricopa.edu/faculty/farabee/BIOBK/BioBookTOC.html

کتاب آن لاین زیست شناسی

 

 

مرکز آموزش ژنتیک دانشگاه یوتا

gslc.genetics.utah.edu

در این سایت مطالب متنوع ژنتیکی با زبان ساده بیان شده است .همچنین پویا نمایی وآزمایشگاه مجازی تعاملی (به عنوان نمونه ژل الکترو فورز) از بخش های جالب این سایت است

 

میکروسکوپ مجازی

www.udel.edu/biology/ketcham/microscope

در بخش virtual scope کار با میکروسکوپ را به طور مجازی تمرین کنید.

 

   1      2      3      4    >>